تبلیغات
مطالب جالب،عکس،تفریجی،علمی،آموزشی،ازدواج - مطالب مسعود

این سایت روزانه چندین بار آپدیت میشود.






روزی که امیر کبیر گریه کرد!
زنی که عاشق دانش آموز 12ساله اش شد و از او صاحب فرزند شد!
دختر ایرانی که شما را متعجب خواهد کرد: دختری که بمب روحیه است!!
چرا همسرم، حلقه ازدواجمان را دست نمی کند؟
نابغه هشت ساله نقاشی محافل هنری را به هم ریخت
شوهرم لولو است، بچه ام ازاو می ترسد!
فاش شدن راز تکان دهنده‌ای که باعث ابتلا زن و شوهر جوان تهرانی به ایدز شد!
مردی که 6ماه خواب است و 6ماه بیدار!
رکورد سرعت در بزرگراه های سوئیس شکسته شد
بازداشت 41 دختر و پسر فراری در قطار
ابرو گوندش، خواننده سرشناس ترکیه‌ای با یک پسر ایرانی ازدواج کرد!
چرا گردن زرافه‌ها کش آمده است؟!
استفاده از تلفن همراه برای یافتن سرویس بهداشتی!
99 درصد موارد جدید ابتلا به ایدز در ایران از طریق جنسی است
راه‌اندازی بانک بانوان برای گسترش فرهنگ عفاف
زنی با 157 سال سن در اندونزی
10 مادر فداکار هالیوودی!
اسفند دود نکنید!
کارت دانشجویان بدحجاب توقیف می شود
دستگیری یک تیم مسلح از گروهک ریگی
برای دسترسی سریعتر به پست مورد نظر کلمه ای کلیدی درباره ی پست را در کادر زیر وارد کنید.

 

 
محل تبلیغ شما
تبلیغات متنی شما در این مکان باعث دریافت ورودی و افزایش رنک شما می شود
مبلغ تبلیغ ماهانه 5.000 تومان می باشد
معجزه ای در افزایش قد
روش های ویژه چگونگی افزایش واقعی قد از 5 تا 10 سانتیمتر در 10 هفته
روزی که امیر کبیر گریه کرد!
نوشته شده توسط: مسعود
سه شنبه 26 مرداد 1389




در سال 1264 قمری، نخستین برنامه‌ی دولت ایران برای واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانی ایرانی را آبله‌کوبی می‌کردند.
   
اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبی به امیر کبیر خبردادند که مردم از روی ناآگاهی نمی‌خواهند واکسن بزنند. به‌ویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویس‌ها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌یافتن جن به خون انسان می‌شود
   
هنگامی که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله جان باخته‌اند، امیر بی‌درنگ فرمان داد هر کسی که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور می کرد که با این فرمان همه مردم آبله می‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانویس‌ها و نادانی مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند. شماری که پول کافی داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبی سرباز زدند.
   
 شماری دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان می‌شدند یا از شهر بیرون می‌رفتند روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همه‌ی شهر تهران و روستاهای پیرامون آن فقط سی‌صد و سی نفر آبله کوبیده‌اند
       
در همان روز، پاره دوزی را که فرزندش از بیماری آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد کودک نگریست و آنگاه گفت: ما که برای نجات بچه‌هایتان آبله‌کوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده می‌شود. امیر فریاد کشید: وای از جهل و نادانی، حال، گذشته از اینکه فرزندت را از دست داده‌ای باید پنج تومان هم جریمه بدهی.
   
پیرمرد با التماس گفت: باور کنید که هیچ ندارم. امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمی‌گردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز چند دقیقه دیگر، بقالی را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود.
   
این بار امیرکبیر دیگر نتوانست تحمل کند. روی صندلی نشست و با حالی زار شروع به گریستن کرد. در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانی امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند که دو کودک شیرخوار پاره دوز و بقالی از بیماری آبله مرده‌اند.
  
میرزا آقاخان با شگفتی گفت: عجب، من تصور می‌کردم که میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است که او این چنین های‌های می‌گرید. سپس، به امیر نزدیک شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، برای دو بچه‌ی شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست.
   
امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشک‌هایش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانی که ما سرپرستی این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم. میرزا آقاخان آهسته گفت: ولی اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیده‌اند امیر با صدای رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانی مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویس‌ها بساطشان را جمع می‌کنند. تمام ایرانی‌ها اولاد حقیقی من هستند و من از این می‌گریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند .




دسته : سرگرمی،
نظرات() بازدید ها :


زنی که عاشق دانش آموز 12ساله اش شد و از او صاحب فرزند شد!
نوشته شده توسط: مسعود
سه شنبه 26 مرداد 1389



مری لی، معلمی بود که اقدام غیراخلاقی او مدت ها سوژه رسانه ها شده بود.
او به عنوان یک معلم فعالیت می***کرد اما عاشق یکی از دانش آموزانش شد. ویلی فوالائو، پسری 12ساله بود که با معلمش ارتباط عاشقانه برقرار کرد!

درسال 1997 یعنی زمانی که ویلی تنها 14سال سن داشت، آنها صاحب یک فرزند شدند!! او فرزند خود را در زندان به دنیا آورد.
همین اتفاقات باعث دستگیری مری لی به جرم ارتباط با فردی کمتر از سن قانونی شد و به بخاطر این جرم از سوی دادگاه سیاتل به 7.5سال زندان محکوم شد.

  

مری پس از آزادی از زندان با ویلی ازدواج کرد و صاحب دو فرزند دیگر شدند. این اتفاق تا مدتها باعث نگرانی خانواده های امریکایی شده بود.




دسته : گوناگون،
نظرات() بازدید ها :


دختر ایرانی که شما را متعجب خواهد کرد: دختری که بمب روحیه است!!
نوشته شده توسط: مسعود
سه شنبه 26 مرداد 1389



فاطمه صالحی، دختری که هم سنتور می‌نوازد، هم طراحی و گریم انجام می‌دهد و هم دانشجوی موسیقی است؛ قصد دارد دکترا خود را هم بگیرد.
می‌توان از فاطمه صالحی که به طور مادرزادی دو دست و یک پا ندارد، به معنای واقعی کلمه یک «بمب روحیه» نام برد.

زمستان داشت تمام می‌شد. ساعت ۵ /۶ صبح روز ۲۳ اسفند ۱۳۶۵ بود. همه در هول و ولای به دنیا آمدن بچه‌ها بودند. اول معصومه به دنیا آمد؛ بچه‌ای سالم و طبیعی. اما هنوز همه چیز تمام نشده بود، یک ربع بعد قل بعدی فاطمه به دنیا آمد؛ نوزادی که دست‌هایش رشد نکرده بودند و فقط یک پا داشت. از همه بیشتر پرستار اتاق عمل ناراحت شد چون باید این خبر را به پدر این دوقلوها و بقیه اعضای خانواده که پشت در اتاق عمل منتظر بودند می‌داد.
مادرم زمانی که ما را باردار بود زمین خورد. همین باعث شد که من گوشه شکم مادر بچسبم و نتوانم حرکت کنم و رشد خوبی نداشته باشم. حتی وقتی مادرم دکتر می‌رفت آنها فکر می‌کردند که فقط یک بچه در رحمش وجود دارد؛ غافل از آنکه ما دو قلو بودیم.
اولین روز مدرسه را هیچ وقت فراموش نمی‌کنم. با آنکه با مادرمان رفته بودیم ولی من از نظر روحی خیلی اذیت شدم. چون مدرسه یک اجتماع کوچک بود و بقیه بچه‌ها خودشان را با من مقایسه می‌کردند و این مرا اذیت می‌کرد. وقتی هم که مادرم مرا در مدرسه تنها گذاشت، کمبودها را بیشتر احساس کردم ولی به هر حال توانستم دوستان خوبی پیدا کنم. اما تا دوران راهنمایی هم از نگاه‌های سؤال‌برانگیز مردم ناراحت می‌شدم
.
 
او قبل از رفتن به مدرسه قلم را با پایش می‌گرفت و نقاشی می‌کشید و این روند تا سال دوم دبستان هم ادامه داشت تا اینکه معلم کلاس سومشان با او صحبت کرد و فاطمه قبول کرد که اگر بخواهد وارد دانشگاه شود باید مثل بقیه باشد بنابراین نوشتن با دست‌هایش را شروع کرد؛ اولش خیلی سخت بود ولی یواش یواش عادت کردم. هنوز هم خیلی از کارها را با پایم انجام می‌دهم؛ مثلا وقتی در خانه هستیم با پا غذا می‌خورم.
تا وقتی که فاطمه مدرسه می‌رفت برای آنکه از درسش عقب نماند به کلاس‌های آزاد نمی‌رفت ولی وقتی دیپلمش را گرفت سنتور را پیش استادش، غلامرضا مشایخی شروع کرد؛ «از سازها به پیانو و گیتار علاقه‌مند بودم ولی شرایط فیزیکی‌ام این اجازه را نمی‌داد. وقتی مشورت کردم متوجه شدم که می‌توانم در ‌ساز سنتور موفق باشم. اطلاعاتم درباره این ‌ساز در حد این بود که می‌دانستم به شکل ذوزنقه است ولی اگر حمایت‌ها و تشویق‌های استادم نبود شاید هیچ وقت به این ‌ساز علاقه‌مند نمی‌شدم.



ادامه مطلب

دسته : گوناگون،
نظرات() بازدید ها :


چرا همسرم، حلقه ازدواجمان را دست نمی کند؟
نوشته شده توسط: مسعود
سه شنبه 26 مرداد 1389



مدتی است که من ازدواج کرده ام و با همسرم مشکل خاصی نداریم. اما یک مشکل کوچک مرا به شدت آزار می دهد. اینکه شوهرم حلقه ازدواجمان را دست نمی کند. البته این را دیده ام که سه چهارم مردهای متاهل حلقه دستشان نمی کنند همچنین می دانم که در فرهنگ و مذهب ما استفاده از طلا برای آقایان مناسب نیست. اما برایم سوال است که چرا همسرم با وجود اینکه کارش، یک کار یدی نیست حلقه ازدواجمان را دست نمی کند؟ شاید با این کارش می خواهد به همه نشان دهد که هنوز مجرد است. شاید هم یکی از نشانه های خیانت و بی وفایی به همسر باشد.
خانم منر مشاور خانواده و مدیر بخش مشاوره سایت ام اس ان پاسخ می دهد:
 ابتدا این را بگویم که دلایلی را که گفتی شامل همه مردان نمی شود و همه مردهای متاهلی که حلقه شان را دست نمی کنند بی وفا، و خیانت کار نیستند و نمی خواهند به اطرافیان نشان دهند که هنوز مجرد هستند
.

به نظر من، چقدر خوب است افراد را با توجه به قابلیت ها و شایستگی هایشان بسنجیم نه با یک حلقه ازدواج. به خاطر داشته باش که حلقه ازدواج یک نماد است نه یک وسیله برای اعلام کردن ازدواج به اطرافیان. حلقه ازدواج به راحتی قابل درآوردن و افتادن است بنابراین برای آقایان که در بیرون از منزل کار می کنند و دقتشان به میزان دقت خانم ها نمی رسد، قدرت نگه داری و محافظت از آن کمی سخت است.




دسته :
نظرات() بازدید ها :


نابغه هشت ساله نقاشی محافل هنری را به هم ریخت
نوشته شده توسط: مسعود
سه شنبه 26 مرداد 1389




به گزارش خبر آن لاین، کایران ویلیامسن کوچک‌ترین هنرمند بریتانیایی است که این روزها نامش در تمامی محافل هنری بر سر زبان‌ها است.
 ویلیامسن که به تازگی هشت ساله شده با وجود شهرت ناگهانی‌‌اش در دنیای کودکی سیر می‌کند.
او می‌گوید: «کشیدن گاو از هر چیزی ساده‌تر است، لازم نیست به فکر جزئیات باشی.»
ویلیامسن که مطبوعات بریتانیا او را «مونه کوچک» لقب داده‌اند در نمایشگاه قبلی‌اش 33 اثر شامل کار با پاستل، آبرنگ و رنگ روغن ارائه کرده بود که تمام آنها به فروش رفت. این نمایشگاه 235 هزار دلار سود برای او به همراه داشت.
خریداران آثار او که از سراسر نقاط دنیا به این نمایشگاه آمده بودند تمام طول شب را در صف پشت در گالری سپری کردند. تخمین زده می‌شود سه هزار نفر منتظر نقاشی‌های جدید ویلیامسن از مناظر برفی، آسمان و مزارع قارچ هستند، نقاشی‌هایی که همگی نشانه‌های مکتب امپرسیونیستی را دارند.
 
این هنرمند هشت ساله صاحب وبسایت شخصی و کارت ویزیت است. حتی مردم برای گرفتن امضای او روی نمونه‌های کوچک آثارش به گالری او مراجعه می‌کنند، علاوه بر این روزنامه‌نگاران سفر طولانی به شرق انگلستان را بر خود هموار می‌کنند تا با او مصاحبه کنند.
کایرون ویلیامسن با این مسئله کنار آمده و می‌گوید: «به نظرم همه چیز معمولی است.» اما این مسائل برای کیت و میشل ویلیامسن والدین او معمولی نیستند. آنها شگفت‌زده و مغرور هستند و البته نگران استعداد و تاثیر این مسائل بر فرزندشان.
 
میشل مادر 37 ساله کایرون که پزشک غذایی است می‌گوید:«طاقت‌فرسا است.» او به همراه پدر 44 ساله، مادر و بیلی-جو، خواهر شش ساله‌اش در آپارتمانی کوچک زندگی می کنند.
او در کودکی مثل تمامی بچه‌ها سرشار از انرژی بود و زمانیکه دو سال پیش در جریان تعطیلات از مادر و پدرش تقاضای مداد و کاغذ کرد آنها شگفت‌زده شدند. او که در آن زمان پنج سال و خورده‌ای داشت نقاشی بی‌نقص از یک قایق در ساحل کشید. سرعت پیشرفت او بسیار بالا بود. به زودی نقاشی‌های بسیار زیبایی از مناظری که بسیار شبیه مناظر منطقه نورفالک، در نزدیک خانه‌اشان بود می‌کشید.
میشل می‌گوید:«من و کیت نقاشی بلد نیستیم، برایمان سخت بود بفهمیم در سرش چه می‌گذرد. نمی‌توانستیم درک کنیم. نمی‌دانستیم از کجا این استعداد را پیدا کرده، اما او مصمم بود این کار را ادامه بدهد. وقتی فرزندتان چنین موهبت و استعدادی دارد باید از او حمایت کنید.»
با این حال والدین کایرون مطمئن نیستند این حجم از توجه مردم به فرزندشان مفید است یا مضر. آنها آثار کایرون را به گالری محلی نشان دادند. این گالری تا کنون دو نمایشگاه برای او برپا کرده و کنار آمدن با انبوه مخاطبان را برای خانواده ویلیامسن ساده کرده است.
 میشل در این مورد افزود: «طبیعی نیست که فرزندتان را زیر ذره‌بین مطبوعات قرار بدهید. با گرگ‌های بسیاری مواجه شده‌ایم. فقط دنبال پول هستند. اصلا به جنبه حسی موضوع کاری ندارند. هنر از کایرون جداکردنی نیست.»
او که بسیار درون‌گرا است بلوز و شلوارک به تن می‌کند و اصلا شبیه نابغه‌های گلخانه‌ای کت و شلوارپوش نیست. او عاشق فوتبال است و در پست دفاع تیم مدرسه بازی می‌کند.
با این حال زمانیکه در مورد هنرش صحبت می‌کند حرف‌هایش آمیزه‌ای جذاب از بزرگسالی و کودکی است. او با اعتماد به نفس درمورد انتخاب رنگ و همچنین بازی نور و تاریکی صحبت می‌کند و به راحتی جزئیات خاص را به ذهن می‌سپارد.
نظر اهل فن
نظر اهل فن درمورد آثار کایرون متفاوت است. روزنامه‌ای با چنین تیتری به استقبال او رفته بود: «آیا کایرون جذاب‌ترین نقاش بریتانیا نیست؟» اما برخی دیگر با شک به موضوع نگاه می‌کنند و معتقد هستند اگر او بزرگسال بود این چنین نقاشی‌هایش مورد توجه قرار نمی‌گرفت و استعدادش نیز ماندگار نیست.
پابلو پیکاسو نقاش مشهور نظر جالبی درمورد نابغه‌های خردسال دارد: «برعکس موسیقی، نابغه خردسال در نقاشی معنایی ندارد. آنچه مردم نبوغ زودهنگام می‌خوانند همان نبوغ دوران کودکی است. با رشد کردن این نبوغ محو می‌شود.»
این درحالی است که پیکاسو خودش نابغه خردسال محسوب می‌شود، نابغه خردسالی که در بزرگسالی نقاشی را متحول کرد. همچنین می‌توان از جان اورت میلائیس نام برد، نقاش انگلیسی قرن نوزدهم که در 11 سالگی عضو اکادمی سلطنتی هنر شد.
اما برعکس پیکاسو، میلائیس و موزارت بسیاری دیگر از نوابغ خردسال در بزرگسالی به جایی نرسیدند. صحبت‌های روانشناسان در این زمینه نامربوط نیست.
جک بویل، روانشناس کودکان در گلاسگو می‌گوید: «اغلب نابغه‌های هشت ساله که فوتبالیست یا نوازنده پیانو هستند تا بزرگسالی دوام نمی‌آورند.»
او که معتقد است استعداد کایرون هیچ ضرری برای او ندارد افزود: «بچه‌ها دوست دارند موفق و بهترین باشند، نظر من چیست؟ پول را بردار و فرار کن! روی دیگر توانایی‌هایش کار کنید و تا جایی که می‌توانید از نقاشی‌هایش بهره ببرید.»
با آغاز فصل مدرسه کایرون به دنیای معمول هم سن و سال‌هایش بازمی‌گردد. اخیرا دو تابلو از او برای حراج عرضه شده‌اند و نمایشگاه بعدی‌اش تابستان آینده برگزار می‌شود.
کایرون از اکنون می‌داند که در آینده می‌خواهد فوتبالیست و نقاش شود. هرچند پدر و مادرش از اینکه او روزی دست از نقاشی بکشد اصلا شگفت‌زده و ناراحت نمی‌شوند.
در آخر او توصیه‌ای هم برای نقاشان جوان دارد: «هرگز تسلیم نشوید. تلاش کنید و به راهتان ادامه دهید. و فقط یک آسمان آبی نکشید!»




دسته : گوناگون،
نظرات() بازدید ها :


شوهرم لولو است، بچه ام ازاو می ترسد!
نوشته شده توسط: مسعود
سه شنبه 26 مرداد 1389



به گزارش فارس، زنی با مراجعه به دادگاه خانواده شهید محلاتی 3 دادخواست خود را به قاضی یکی از شعب ارائه کرد.

این زن 33 ساله در حضور رئیس شعبه 240 مجتمع قضایی خانواده بیان کرد: ما حدود 6 سال است که در کنار هم زندگی می‌کنیم. شوهرم اصلاً از بچه و فرزند دار شدن، خوشش نمی‌آید ولی به اصرار من یک فرزند 3 ساله داریم.

زن با بیان اینکه شوهرم شغل مناسبی دارد، اضافه کرد: شوهرم فرزندم را بسیار آزار می‌دهد و در زمان عصبانیت تمام مشکلات خود را به او ربط می‌دهد.

وی در حضور قاضی دادگاه تصریح کرد: گاهی اوقات شوهرم فرزندم را در اتاق حبس کرده و وسایل منزل را می‌شکند تا او را بترساند.

زن ادامه داد: از این وضع خسته شده‌ام، می‌خواهم مهریه‌ام که 200 سکه طلا است را از شوهرم گرفته و از او جدا شوم و همچنین بعد از گرفتن مهریه‌ام حضانت فرزندم را گرفته تا دیگر او توسط شوهرم آزار نبیند.

وی اضافه کرد: من دیگر هیچ علاقه‌ای به شوهرم ندارم او بسیار خودخواه است و از احساسات و محبت هیچ بویی نبرده است.

زن گفت: من باید با جدا شدن از شوهرم، فرزندم را از دست او نجات دهم، این تنها راه آرامش فرزندم است.

وی افزود: شوهرم هیچ آسیب جسمی به من و فرزندم نرسانده است ولی از نظر روحی کاری کرده است که من قرص اعصاب مصرف کرده و فرزندم دائم وحشت در وجودش موج می‌زند.

قاضی به دلیل عدم حضور همسر این زن در دادگاه رسیدگی به این پرونده را به آینده موکول کرد و از زن خواست شوهرش برای جلسه بعدی در دادگاه حضور داشته باشد.




دسته : حوادث،
نظرات() بازدید ها :


فاش شدن راز تکان دهنده‌ای که باعث ابتلا زن و شوهر جوان تهرانی به ایدز شد!
نوشته شده توسط: مسعود
پنجشنبه 21 مرداد 1389



شهریورماه سال 85، یک مرد 36 ساله به نام «محمد» که مهندس هوا- فضا بود و از بیماری نارسایی کلیه رنج می‌برد در فهرست متقاضیان کلیه سالم یکی از بیمارستان‌های تهران قرار گرفت. این مهندس برای انجام آزمایش بستری شد و پزشکان سلامت وی را برای پیوند کلیه تایید کردند. در حالی که این مرد در انتظار اهداکننده کلیه بود مرد جوانی به نام یزدان با داشتن برگه‌های آزمایش و اطمینان از سلامت کامل به همان بیمارستان رفت و آمادگی خود را برای اهدای کلیه‌اش اعلام کرد. مهندس جوان و یزدان روی تخت بیمارستان تحت عمل جراحی قرار گرفتند و کلیه به ارزش 3 میلیون تومان فروخته شد.پس از گذشت 17 ماه از پیوند کلیه، مهندس جوان دچار ضعف عمومی شد و وقتی برای آزمایش به پزشک مراجعه کرد راز هولناکی فاش شد!! نتیجه آزمایشات نشان می‌داد که این مرد به بیماری ایدز مبتلا شده و علت آن عمل جراحی و گرفتن کلیه از یک بیمار ایدزی بوده است! چند ماه پس از این حادثه مهندس جوان تسلیم مرگی تلخ شد و راز تکان‌دهنده‌ای برملا شد.همسر این مهندس نیز به بیماری ایدز مبتلا شده بود و او هم باید برای مرگ لحظه‌شماری می‌کرد. در تحقیقات از مسؤولان پزشکی روشن شد که یزدان، کلیه‌فروش ایدزی برای اینکه راز بیماری‌اش فاش نشود، برادرش را به جای خود برای آزمایش خون معرفی کرده بود و نتیجه آزمایش را به نام خود نزد مسؤولان بیمارستان برده و تحت عمل پیوند قرار گرفته بود.با توجه به اینکه خانواده کلیه‌فروش ایدزی از ترفند هولناک وی اطلاع داشتند آنها نیز تحت تعقیب قضایی قرار گرفتند. یزدان، اهداکننده روی تخت بیمارستان به علت 2 بیماری خطرناک جان باخت.با مرگ قاتل پرونده، «بهمن» پدر وی بازداشت شد اما فربد برادر قاتل فراری بود و هیچ‌کس از مخفیگاه وی اطلاعی نداشت.بهمن، پدر کلیه‌فروش ایدزی صبح دیروز به اتهام معاونت در قتل پای میز محاکمه رفت. همسر مقتول که او هم به بیماری ایدز مبتلاست به طرح شکایت از خانواده مرد شیاد پرداخت و گفت: من نگران تنها دخترم هستم که حسرت داشتن پدر و مادر به دلش خواهد ماند. این خانواده شیاد به ما گفتند که می‌خواهند پول دیه بدهند، برای همین کلیه پسر خانواده را فروختند تا مرد زندانی را آزاد کنند اما زندگی ما را سیاه کردند.برادر مقتول نیز با گریه گفت که نزد وزیر کشور رفته و با پیگیری، قانون اهدای عضو را تغییر داده است. وقتی بهمن پشت تریبون ایستاد، منکر اتهام معاونت در قتل شد و گفت که از بیماری پسرش اطلاعی نداشته است. وی در حالی خود را بی‌گناه دانست که در بازپرسی ادعا کرده بود پسرش در اثر اعتیاد و خالکوبی به ایدز مبتلا شده است و با ارائه برگه‌های پزشکی این پسر از محل کار خود وام گرفته است. این مرد جوان باید به اتهام معاونت در قتل 10 سال پشت میله‌های سلول بماند و تحقیقات برای دستگیری متهم فراری این پرونده همچنان ادامه دارد.




دسته : حوادث،
نظرات() بازدید ها :


مردی که 6ماه خواب است و 6ماه بیدار!
نوشته شده توسط: مسعود
پنجشنبه 21 مرداد 1389



بیماری عجیب یک مرد چینی پزشکان را به تعجب واداشته است. این مرد چینی شش ماه سال را در خواب و شش ماه بقیه را در بیداری سپری می‌کند.
خانواده "لی ژیمینگ" مجبورند در تمامی‌دورانی که این پیرمرد 74 ساله در خواب است از وی نگهداری کنند.

آنها می‌گویند مجبورند هنگامی‌که وی خواب است او را بنشانند و به وی سوپ گرم بخورانند.
آنها همچنین مجبور به استفاده از پوشک برای وی هستند.
عروس این بیمار عجیب و غریب می‌گوید: زمانی که وی خواب است، گویی در کما فرو رفته.
وی افزود: اصلا نمی‌توانیم این بیمار را از خواب بیدار کنیم، اگر قاشق سوپ را در دهان وی قرار دهیم ، بصورت خودکار محتوای آن را می‌بلعد، اما واکنش دیگری از خود نشان نمی‌دهد.
به گفته عروس این مرد، زمانی که این بیمار 74 ساله بیدار می‌شود شش ماه نمی‌خوابد و مجبور می‌شود برای سرگرم کرد خود به پرسه زدن شبانه در خیابانها و تماشای تلویزیون پناه ببرد.




دسته : تصاویر،
نظرات() بازدید ها :


رکورد سرعت در بزرگراه های سوئیس شکسته شد
نوشته شده توسط: مسعود
پنجشنبه 21 مرداد 1389



یک راننده سوئدی روز ششم اوت با خودروی مرسدس بنز خود با سرعت دویست و نود کیلومتر بر ساعت از بزرگراه برن به لوزان عبور کرده و این در حالی است که حداکثر سرعت مجاز در این بزرگراه یکصد و بیست کیلومتر در ساعت است.

واحد مرکزی خبر: پلیس سوئیس روز دوشنبه اعلام کرد بر اساس اطلاعاتی که رادار نصب شده در بزرگراهی در غرب این کشور به ثبت رسانده، یک راننده سوئدی با سرعت دویست و نود کیلومتر در ساعت از این بزرگراه عبور کرده است.

یکی از مسئولان اداره راهداری سوئیس در این باره گفت " یک راننده سوئدی روز ششم اوت با خودروی مرسدس بنز خود با سرعت دویست و نود کیلومتر بر ساعت از بزرگراه برن به لوزان عبور کرده و این در حالی است که حداکثر سرعت مجاز در این بزرگراه یکصد و بیست کیلومتر در ساعت است".

پلیس سوئیس این مرد سی و هفت ساله را اندکی پس از بازداشت، آزاد کرد ولی گواهینامه رانندگی و خودروی او توقیف شد و این احتمال وجود دارد که به علت نقض قوانین محاکمه و به پرداخت یک میلیون فرانک سوئیس محکوم شود. البته پلیس سوئیس می گوید با اینکه اعداد و ارقام دقیقی در مورد رکورد سرعت در بزرگراه ها در دست ندارد ولی اینگونه گمان می کند که این مرد سوئدی رکورد مزبور را شکسته است




دسته : اخبار،
نظرات() بازدید ها :


بازداشت 41 دختر و پسر فراری در قطار
نوشته شده توسط: مسعود
شنبه 26 تیر 1389



طی این مدت 25 پسر و 16 دختر توسط ماموران پلیس راه‌آهن شناسایی و به والدین یا مراکز بهزیستی معرفی شدند.وطن امروز: 25 پسر و 16 دختر فراری که قصد داشتند با قطار جابه‌جا شوند

از سوی پلیس راه‌آهن ردیابی شدند.

سرهنگ امیر رحمت‌الهی در تشریح عملکرد 3 ماهه نخست امسال با بیان این مطلب اظهار کرد: در مدت 3ماهه نخست امسال 62 کیلوگرم انواع مواد مخدر توسط ماموران پلیس راه‌آهن کشف شد که 664 متهم در این رابطه دستگیر شدند و از این تعداد 24 تن از متهمان زن بودند.

وی ادامه داد: در این مدت ارزش ریالی کالاهای قاچاق کشف شده حدود 2 میلیارد ریال بود که این میزان نسبت به‌مدت مشابه سال گذشته 6 درصد کاهش یافته است.

رحمت‌الهی با اشاره به کشف 152 مورد سرقت توسط پلیس در 3 ماه اول سال‌جاری تصریح کرد: در این مدت 95 مورد سرقت در راه‌آهن به وقوع پیوسته است این در حالی‌ است که در مدت مشابه سال گذشته 56 مورد سرقت بود و 88 مورد سرقت هم توسط پلیس کشف شد.

رئیس پلیس راه‌آهن کشور در رابطه با شناسایی و تحویل کودکان و نوجوانان فراری از خانه نیز اظهار کرد: طی این مدت 25 پسر و 16 دختر توسط ماموران پلیس راه‌آهن شناسایی و به والدین یا مراکز بهزیستی معرفی شدند.

به گفته وی، طی 3 ماهه امسال 19 مورد تصادف قطار با عابر و 9 مورد تصادف قطار با وسیله نقلیه رخ داد که آمار برخورد قطار با عابر نسبت به‌مدت مشابه سال گذشته تفاوتی نداشته اما میزان برخورد قطار با وسیله نقلیه 47درصد کاهش یافته است.

رحمت‌الهی با بیان اینکه طی 3 ماهه امسال چند فقره سرقت ادوات ریلی در کشور به وقوع پیوست، گفت: ماموران پلیس راه‌آهن یگان‌های لرستان، اراک و استان‌های جنوبی 20 تن آهن‌آلات را در این رابطه کشف کردند.

وی از متلاشی شدن و دستگیری اعضای باند سارقان لاستیک در ایستگاه آبتین خبر داد و افزود: از اعضای این باند 44 حلقه لاستیک کشف شد.

رئیس پلیس راه‌آهن کشور در رابطه با جعل گذرنامه و مدارک شناسایی نیز گفت: در 3 ماهه اول امسال 8پرونده در این رابطه تشکیل شد که 16 تن به عنوان متهم از سوی پلیس دستگیر شدند.




دسته : اخبار،
نظرات() بازدید ها :



1 2 3 4 5 6 7 ...

امروز :

کل بازدید :

بازدید امروز :

بازدید دیروز :

 بازدید این ماه :

 بازدید ماه قبل :

تعداد نویسندگان : 1

تعداد کل پست ها :

آخرین بازدید :

آخرین بروز رسانی :

کاربران آنلاین :

کپی برداری از مطالب این بلاگ فقط با ذکر منبع مجاز است
صفحه اصلی | تبلیغات | تماس با ما

طراح قالب : نالدز